خرید بک لینک

چرا کابوس برگشتن به اهواز دست از سرم بر نمی داره؟!

خدایا.. خدایاااا... صدامو میشنوی؟!

بابا من دوست ندارم برگردم اینجا..

خواهش می کنم ازت..

ایمان قبول کرده بود که دیگه بر نگردیم.. چرا دو روز بعدش مجید زنگ زد و اون پیشنهاد کاری خوب را بهش داد؟!

چرا برای اصفهان پیشنهاد نداد؟!

چرا از دستت کاری برنمیاد؟!

چرا دعاهای من و مامانم رو نمیشنوی؟!

خدایا.. تموم کن این کابوس نفرت انگیزو...

برچسب: نویسنده: نوید صالحی تاريخ: شنبه 10 اسفند 1398 ساعت: 6:31

صفحه بندی